تبليغاتX
نادیده ها


نادیده ها

از دیروز تا امروز

به یقین چند شعری از کتاب ِ علی زرنگار جامانده است که در وقت دیگری دوباره از این کتاب یاد خواهیم کرد و خطوط دل ربایش را دوباره رنگ خواهیم زد .شادیم که برای نمایش واژه های این کتاب لایق شدیم. دوستانی که دوستمان داشتند را سلامی آفتابی می کنیم و دوستانی که ناسزا نثارمان می کردند را هم سلامی تابستانی.فصل آخری که متعلق به علی زرنگار و کتابش است سه بخش دیگر دارد.نخست شعر "طوبا  قصه ی آخر" که بعد از این چند خط می خوانید و دوم خوانشی برای اشعار شاعر و سوم مقاله ی علی زرنگار که پایان بخش این قسمت از نادیده ها خواهد بود .شادا که دوستش بدارید.

س...

طوبا قصه ی آخر

رنگ است چشم ِ تو

نیرنگ ِ چشم تو رنگ است چشم ِ تو

خیسی منم که دور چشمم تنم

سردم

      ترم

شراب ِ خمره ی هفتاد سالگی

                                  گرمم نمی کنی؟

طوبا تو لاف گریه زدی لاف می زدی

حتی به گاف ِ گریه گمانت نمی رسید

خسّت به آب ِ دیده تویی رو به قبله من

سردم که رو به قبله منم قبله ام تویی

طوبا! حلال نفس های آخرم در آب

گرمم نمی کنی

شیرین ِ خمره ی هفتاد سالگی شراب؟

                                             گرمم نمی کنی؟

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 17:4 توسط ما| |

پانویس زیر  از کتاب" طوبا تو با کدام لبت لبخند می زنی" اثر مانای شاعر نادیده ها "علی زرنگار" است. به شخص بگیرید که بر این باورم تا همیشه ی دریا راه این دلکده بر مدار نوشتن های اینترنتی نمی چرخد.تنگ و نادرست نپندارید حروف نادیده های ما را که پندار ما خود پنداری در خور گویش نیست چرا که انسانیت را شاید سالهاست اعدام کرده اند و ما هم بیخود می پنداریم که در جمعیت خرد اطرافمان مسیح زمان هستیم و قصد زنده کردنش را داریم از نادریات بشری اگر موفق به آن هم شویم از مسیح شفا دادن کوران را به ارث نبردیم.بگذریم... پانویس زیر را بسیار دوست می دارم و آن را از برم شما شاهد باشید که چگونه در این خاک می خشکند آنان که کار بی حاشیه می کنند...

س...

پانویس شعر دست ها

من سلام نخستینم به آدمیان بی پاسخ.تو شاهد باش!تو شاهد باش که بر این خاک بی قنات چه تشنه ایستاده ام بر حرف و حدیث ِ روزگاران ِ دور و دریغم آید از آنهمه کشتزار ِ نزار ِ خود-رسته به دامان بی بذر و باد.به خدا هنوز از تنور بی خورشید، بوی ِ ولوله بر ولیمه ی کدخدا می آید.کرکسانِ حوالی ِ آن خانه نیز بر این بو بر هوای همان خانه مانده اند.

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 0:27 توسط ما| |

چند برگی بیش نمانده ست تا کتاب علی زرنگار را تمام کنیم و به نادیده ی دیگری چشم بزنیم .باشد که بازدید کننده های این دلدکده اشعارش را دوست داشته باشند و بخوانند و بدانند که پیوسته در این خاک می خشکند آنان که کار بی حاشه میکنند .

س...

شعر زیر را علی زرنگار به پدرش تقدیم می کند

شستن به گریه گور و گریبان به چنگ

  

                                                   به پدرم

                                                    (مردی که زیاد می دانست)

تا دل از دست شد از دست شدی

تا به دور از پی ات از پی شدم از خویش به دور     آه

نبودم ز خودم بیش نبودم

ز تو بیش از تو و بیش از همه حتی ز خدا

                                                   نزد تو بودم

تو ندیدی که به چین

چاکْ شدش صور تو دلْ پیرو شکستشْ پر و بر موش

سپیدی سَر و سامان نگرفتش دلو نالان شد و مُردش به مراد

از پی ات از پی شد و هیچ از تو نبود از تو خبر

                                                       هیچ نبود

خاک سرد  است و دو دستت دگر اکنون سرد است

خاک شد بستر و خاکسترت از ما نشد حتی از ما نشد

به که بسپارمت اما؟به که؟تابوت؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 21:11 توسط ما| |

برای تو

آشیل بی پاشنه خواهم شد

اسفندیار بی چشم

               حتی اگر نشد           

                      دن کیشوت

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:0 توسط ما| |

از این پست به بعد اشعار کوتاه علی زرنگار را برایتان می نویسم بدون توضیح بیشترمی پسندم که بدون توضیح باشد تا اتمام اشعار شاعر نادیده ها- که کمکی بیش نماندست- و بعد از آن نقدی در حد توان قلم نگارنده بر خود کتاب و بعد از آن هم یاد نوشتی از علی زرنگار و در انتها که ابتدای  دیده بانی از شاعری دیگراست نیز نوشتن سر آغازی دیگر .  سر آغاز دوم .

سرو باشید

س...

آنچه را گرفته ام به دست

دست های بی گناه توست

یا که دست های من گناه توست؟۱


۱-روح من به مغفرت تو محتاجه به نشنیدن خدا.
نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 23:5 توسط ما| |

ممنون از همه ی دوستانی که برای پست آخر نظری ندادند ممنون از همه ی آنانی که نیامدند و صد ممنون ازهمه ی آنانی که وبلاگ های جک و دانلود آهنگ های تتلو و حسین تهی  را به آن ِ  اشعار شاعر نادیده ها ترجیح می دهند وهزار ممنون از دوستانی که ناسزا نثار نگارنده کردند و صد هزار ممنون از آنانی که فهمیدند و و برای احسنت به ما باد گلویی خارج کردند و مارا سرفراز تر از پیش به پیش راندند .گو اینکه من این محبت ها را به فال نیک میگیرم و فریادم را ادامه می دهم .

با عشق

س...

تنی که وطن شد

خواب ِ تندیس ِ تو را تاب ندارد تن من

چه رسد خویشتنت

خویشتنت از من به تنم   بیش تنیدست تنت

تنت اما وطنم

تکیه گهت کی تنمی؟

یا تن من کی وطنت؟

شب که تنیدست تنت

بر تن ِ تبْ کرده تنم

گو که کدام است تنم

من تنمم یا تنمت؟


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 1:14 توسط ما| |


Design By : Night Skin