پانویس زیر از کتاب" طوبا تو با کدام لبت لبخند می زنی" اثر مانای شاعر نادیده ها "علی زرنگار" است. به شخص بگیرید که بر این باورم تا همیشه ی دریا راه این دلکده بر مدار نوشتن های اینترنتی نمی چرخد.تنگ و نادرست نپندارید حروف نادیده های ما را که پندار ما خود پنداری در خور گویش نیست چرا که انسانیت را شاید سالهاست اعدام کرده اند و ما هم بیخود می پنداریم که در جمعیت خرد اطرافمان مسیح زمان هستیم و قصد زنده کردنش را داریم از نادریات بشری اگر موفق به آن هم شویم از مسیح شفا دادن کوران را به ارث نبردیم.بگذریم... پانویس زیر را بسیار دوست می دارم و آن را از برم شما شاهد باشید که چگونه در این خاک می خشکند آنان که کار بی حاشیه می کنند...
س...
پانویس شعر دست ها
من سلام نخستینم به آدمیان بی پاسخ.تو شاهد باش!تو شاهد باش که بر این خاک بی قنات چه تشنه ایستاده ام بر حرف و حدیث ِ روزگاران ِ دور و دریغم آید از آنهمه کشتزار ِ نزار ِ خود-رسته به دامان بی بذر و باد.به خدا هنوز از تنور بی خورشید، بوی ِ ولوله بر ولیمه ی کدخدا می آید.کرکسانِ حوالی ِ آن خانه نیز بر این بو بر هوای همان خانه مانده اند.