نادیده ها
از دیروز تا امروز
به یقین چند شعری از کتاب ِ علی زرنگار جامانده است که در وقت دیگری دوباره از این کتاب یاد خواهیم کرد و خطوط دل ربایش را دوباره رنگ خواهیم زد .شادیم که برای نمایش واژه های این کتاب لایق شدیم. دوستانی که دوستمان داشتند را سلامی آفتابی می کنیم و دوستانی که ناسزا نثارمان می کردند را هم سلامی تابستانی.فصل آخری که متعلق به علی زرنگار و کتابش است سه بخش دیگر دارد.نخست شعر "طوبا قصه ی آخر" که بعد از این چند خط می خوانید و دوم خوانشی برای اشعار شاعر و سوم مقاله ی علی زرنگار که پایان بخش این قسمت از نادیده ها خواهد بود .شادا که دوستش بدارید. س... طوبا قصه ی آخر رنگ است چشم ِ تو نیرنگ ِ چشم تو رنگ است چشم ِ تو خیسی منم که دور چشمم تنم سردم ترم شراب ِ خمره ی هفتاد سالگی گرمم نمی کنی؟ طوبا تو لاف گریه زدی لاف می زدی حتی به گاف ِ گریه گمانت نمی رسید خسّت به آب ِ دیده تویی رو به قبله من سردم که رو به قبله منم قبله ام تویی طوبا! حلال نفس های آخرم در آب گرمم نمی کنی شیرین ِ خمره ی هفتاد سالگی شراب؟ گرمم نمی کنی؟
| Design By : Night Skin |

